مهدیمهدی، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
شروع وبلاگشروع وبلاگ، تا این لحظه: 13 سال و 4 روز سن داره

قشنگترین بهانه زندگیم

عکسهای جشن اول

1392/11/4 2:00
نویسنده : مامان زهرا
1,074 بازدید
اشتراک گذاری

                                                    totalgifs.com aniversario gif gif 40.gif

چرا اینقدر دوست دارم   چرا هر بار که کنارم حست میکنم خدارو شکر میکنم  مگر چقدر گذشته از بودنت کنارم   از روزی که چشمم افتاد به نگاهت   انگار همین دیروز بود تو بیمارستان چقدر از دیدنت خوشحال  بودم  ولی انگار این خوشحالی زیاد طول نکشید اخه به خاطر کمبود اکسیژن تورو گذاشته بودن تو دستگاه   یادته مامانی وقتی اومدم دیدمت چه لحظه سختی بود به دستو پاهات سرم وصل بود وای که دلم اتیش گرفت اروم خوابیده بودی حتی اجازه ندادن بغلت کنم بعد از 2روز اجازه دادن که تورو در اغوش بگیرم وقتی بغلت کردم یهو مثل یه اتشفشان منفجر شدم سرازیر و سرریز شدم تمام وجودم اب شد و از چشمام اومد بیرون من مادر شده ام..                                                                                                                                                            

                                                                  totalgifs.com aniversario gif gif 82.gif

از وقتی که تو به دنیا امدی روشنی را برایمان به ارمغان اوردی

تو امدی         مثل خواب پر از رویاهای شیرین 

مثل لبخند روی لبهای خاموش 

در سینه تاریک من جوانه زدی و مثل گلهای زیبا شکفتی 

اولین سالگرد زمینی شدنت مبارک ستاره درخشان زندگی من.

                            

پسرکم من و بابایی با وجود تو خوشبخت شدیم با خندیدن تو خندیدیم با گریه کردن تو اشک ریختیم با تب کردنت تب کردیم با تو بزرگ شدیم با تو در دست گرفتن اشیا را تمرین کردیم با تو غلت زدیم با تو چهاردستوپا رفتیم و با تو ایستادن را اموختیم و چه زیباست با تو بودن با تو نفس کشیدن و زیباتر با تو طعم خوشبختی را چشیدن ممنون که امدی و خدارو هزار بار شکر به خاطر وجود تو

                                                           

الان کنارم خوابیدی پارسال این موقع تو زمینی شده بودی ولی کنارم نبودی که ای کاش بودی وقتی بابایی اومد و گفت که یه مشکل کوچیک پیش اومده و باید چند روزی تو دستگاه باشی دنیا رو سرم خراب شد خیلی سخت بود وقتی دست خالی برگشتم خونه حتی الانم که یادم میفته اشکم سرازیر میشه ...

انشااله بعدا میامو از خاطرات تلخ و شیرین بارداری و زایمان مینویسم

                                                     072.gif

لطفا بفرمایید ادامه مطلب...

 

 

پسرکم در ارایشگاه

بعد از ارایشگاه

 

زنبورها که بابایی زحمت درست کردنشونو کشید

شکلاتهای زنبوری

 

 

لیوان و بشقابهای زنبوری

 

کلاه با عکس مهدی

فلش به سمت تولد زنبوری و welcom

جعبه های دستمال کاغذی زرد و مشکی

گیفتهایی که برای بچه ها اماده کرده بودیم

برگه یادگاری

چاقوی کیک

ساعت به دنیا اومدن مهدی جون و اولین عکسش که تو دستگاه بود

اولین لباس مهدی

نمایی از تزیینات که بابایی زحمت کشیدهماچقلب

و............زنبور کوچولوی ما که قبل از تولد رفته حمام

عشق من منتظر مهمانها

کیک زنبوری

دوتا عشقای من

مهدی و مهمانهایش

مهدی و دایی جونش

 

و اما کادوها

مامان جون و بابا جون مبلغ 60000 تومان زحمت کشیدن من و بابایی هم ماشین دایی جون قطار خاله اعظم شلوار خاله اکرم مبلغ 20000تومان خاله فاطمه شلوار و الهام جون هم ماشین که دست همگی درد نکنه

خواب یه فرشته کوچولو در شب تولدش

دیروز صبح میگم دیروز چون الان ساعت 1:45 نصفه شب هست   بابایی منو سورپرایز کرد درست راس ساعت 8:46 زمان به دنیا اومدنت به گوشیم پیام داد و مبلغی پول که وقتی بیدار شدم دیدم و کلی ذوق کردم ممنون همسر مهربانم به اندازه همه دنیا دوست دارم5.gif

خدایا هزاران هزار بار شکرت که مرا لایق مادر شدن دانستی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان الناز
4 بهمن 92 2:35
مهدی جان ایشالاه که 120 ساله شی دست مامانی و بابایی هم درد نکنه همه چی عالی بود چه باسلیقه چه کیکی چه تزییناتی چه شامی همه چی عالی بود اقا مهدی موهاتو کوتاه کردی مثل هلو پوست کنده شدی زنبور کوچولوی خاله عاشقتم
مامان زهرا
پاسخ
ممنون عزیزم لطف داری
فریده
5 بهمن 92 9:31
اولش اشکم رو درآوردی خیلی غصه خوردم ولی خدا رو شکر که مهدی جان الان سالم و سلامت هست . . بعدش با دیدن عکسا دلم باز شد خدا رو شکر که مراسم خوبی داشتید همه چیز در نهایت سلیقه و هنرمندانه تهیه شده بود . آفرین مامان خوب و بابای مهربون مهدی. آخرش هم با دیدن اس ام اس بابای مهدی جون کلی سوپرایز شدم . خیلی خیلی کار زیبایی انجام داده بود. امیدوارم عشقتون همیشه پایدار بمونه .
مامان زهرا
پاسخ
شما لطف دارى عزيزم خوشحالم که جشنمون از نظر شما خوب بود
مامان آوا
5 بهمن 92 12:59
سلام عزیزم تولدت مبارککککککککککککککککککک امیدوارم در تمام مراحل زندگیت موفق باشی پسر گلم [پاسخ سلامت باشيد عزيزم
مامان امیرمهدی
5 بهمن 92 13:08
تولدت مبارک گل پسر خوش بحالت مامانی باسلیقه و بابایی با حوصله ی خوبی داری بزرگ شدی حتما قدرشونو بدون و یادت نره که برات چه تولد قشنگی گرفته بودن انشالا120سالگی رو هم با سلامتی رد کنی نازدونه مامانش مامانی بهت تبریک میگم خیلی باسلیقه و باحوصله هستی خدا عشقاتم برات حفظ کنه
مامان زهرا
پاسخ
ممنون عزىزم نظر لطفته چشمات قشنگ ميبينه گلم
مامانی ویانا
6 بهمن 92 13:11
تولدت مبارک مهدی جون دستتون درد نکنه همه چیز خیلی عالی و خوب بود
کبری مامان آنیتا((آنیتا عسل مامان وبابا))
8 بهمن 92 2:25
تولدت مبارک گل پسرنازم مامانی خیلی باسلیقه و باحوصله ای آفرین به این مامان خوب ومهربون خیلی عالی و خوب بود عکساشم فوق العاده شدن
مامان زهرا
پاسخ
ممنون از اين همه لطف و مهربانى
مامان فاطمه جـونی
8 بهمن 92 16:15
تولدت مبارک زنبور کوچولو ایشالله 120 ساله شی عزیزم.... دست مامان وبابا هم درد نکنه سنگ تموم گذاشتن خیلی عالی بود.وای عجب شام خوشمزه ای!!!! دل منم خواست خب تزیینات اتق هم عالی بود دست بابایی گل درد نکنه... بازم تولدت مبارک مهدی کوچولو
مامان زهرا
پاسخ
ممنون عزيزم نظر لطفته چشمات قشنگ ميبىنه
مریم
20 بهمن 92 22:26
واقعا نمیدونم چی بگم همه چی و ترکوندین..... دوستم ایول به شوهر تون با این همه احساسات و مهربونی شون.... دمشون گرم
مامان زهرا
پاسخ
قربونت برم عزيزم