مهدیمهدی، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
شروع وبلاگشروع وبلاگ، تا این لحظه: 13 سال و 4 روز سن داره

قشنگترین بهانه زندگیم

مهدی1 سال و 3 ماه و 14 روزه

سلام عزیز دلم هم شما هم دوستای گلم منو ببخشید که انقدر دیر آپ کردم یه چند روزی مسافرت بودیم تقریبا یه ماهی میشه که مامان و بابام رفتند یزد من هم حسابی دلم براشون تنگ شده بود این شد که ما هم رفتیم جای همگی خالی خیلی خوش گذشت و اما از شما بگم گل پسرم که تا دلت بخواد شیطون شدی از وقتی هم که برگشتیم شیطنتت بیشتر شده و همش میخوای بری بیرون از حرف زدنت هم که بگم شدی مثل طوطی هرچی ما بگیم به زبون خودت تکرار میکنی قربونت برم که انقدر شیرین زبونی با بزرگترها حسابی جوری و به هرکس میرسی زود بهش دست میدی و میگی  یایا  و همه از این کارت خوششون میاد ولی با بچه ها زیاد جور نیستی و یه جورایی غریبی میکنی  کابینتهارو میریزی به هم و ب...
17 ارديبهشت 1393

نهمین مروارید

                     عزیز دلم رویش نهمین مرواریدت مبارک                                                   پسر گلم چند روزیه که بی حالی یکم تب داری و بیرون روی داری امیدوارم که هرچه زودتر خوب بشی ...
3 ارديبهشت 1393

15 ماهگی

                                         فرشته زمینی من                                                                  &nb...
3 ارديبهشت 1393

ما اومدیم

سلام پسرکم منو ببخش به خاطر این همه غیبت اخه مامانی حسابی مشغول بودیم حالا مشغول چی میگم چند وقتی بود که با بابایی تصمیم گرفته بودیم خونرو عوض کنیم ولی خوب زمانش پیش نمیومد تا اینکه یه مشتری خوب برای خونه پیدا شد و ما هم مشغول خونه پیدا کردن که خدارو شکر یه خونه خوب و بزرگ پیدا کردیم ولی مامانی بابایی حسابی رفت زیر بار قرض و قسط و به خاطر مسائل مالی مجبوریم یک سال دیگه تو همین خونه بمونیم  حالا بریم سراغ احوالات چند روز گذشته شما حسابی شیطون شدی میخوای به همه جا سرک بکشی و سر از همه چیز در بیاری تا دلتم بخواد ددری شدی میری لباساتو میاری و میدی به من که حاضر بشی بریم دد  الهی قربونت برم که انقدر شیرینی مثل طوطی میمونی هرچی م...
30 فروردين 1393

این روزهای ما

سلام عشق کوچولوی خودم  عزیز دلم منو ببخش که دیر به دیر میام اینجا اخه این روزا حسابی مشغولم انشااله اگر جور شد میام و میگم مشغول چه کاری بودم انشااله سر فرصت میام با کلی عکس . ...
26 فروردين 1393

عکسهای سفره هفت سین

خوشگل مامان امسال با وجود شما مهمانیها بیشتر خوش میگذره البته اگر بخوام از شیطونیات فاکتور بگیرم  حسابی شیرین شدی و هرجا میریم کلی هنرنمایی میکنی به همه میگی دست یعنی دست بزنند و شما هم دست میزنی و کلی ذوق میکنی الانم ساعت 11:30 شب است و شما از شدت خستگی خوابیدی  این عکس برای عید سال پیشه ببین قربونت برم چقدر کوچولو بودی سفره هفت سین 1393که البته دور از دسترس گل پسری چیده شد و فقط لحظه سال تحویل روی زمین چیدم   ...
3 فروردين 1393

عیدت مبارک

عزیز دلم کمتر از یک ساعت به تحویل سال مونده  یک سال با تو بودیم با هم روزهای خیلی خوبی داشتیم روزهای بدی هم داشتیم ولی روزهای بدش را فراموش میکنیم و روزهای خوبش را به یاد میسپاریم  تو سال 92غلت زدن را یاد گرفتی وای که من چه ذوقی کردم مارو شناختی اشیا را در دستت گرفتی خندیدی ذوق کردی نشستی دندان در اوردی  چهاردست و پا رفتی ایستادی با کمک وسایل خونه راه رفتی غذا خوردی مامان و بابا گفتی و از همه مهمتر راه رفتی میبینی مامانی چقدر اتفاقات خوب و شیرین در سال 92برایت افتاده و از اتفاقات بدش هم نمیگم چون قرار شد فراموششون کنیم  امیدوارم در سال جدید هم کلی اتفاقات خوب برایت پیش بیاید  عزیز دلم من و بابایی عاشقتیم این ...
29 اسفند 1392

اخرین روز از سال 1392

سلام عشق کوچولوی خودم عزیز دلم امروز اخرین روز از سال 1392 است امسال هم مثل سال گذشته انشااله لحظات خوبی کنار سفره هفت سین خواهیم داشت چون شما هستی عزیز دلم تو سال جدید برایت بهترین ارزوهارو دارم امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی گلکم همه کارها را انجام دادیم لباسهای شما کامل شده میوه شیرینی و اجیل شکلات را هم گرفتیم خونه را هم برای سال نو اماده کردیم سفره هفت سین را هم چیدیم خلاصه ااینکه همه چیز اماده است این روزها حسابی شیطون شدی راه رفتنت خوب شده کلمات بیشتری را میگی به ماهی میگی مامی خیلی مهربونی مدام من و بابایی را بوس میکنی قربونت برم با کوچکترین اهنگی نانای میکنی و از همه دل میبری ولی روزهای پایانی سال یه اتفاق خیلی بد افتاد ...
29 اسفند 1392